Monday, August 10, 2009

مردم در اعتراضات شبانه سرنگونی رژیم دیکتاتوری ولی فقیه را خواستار شدند


ایران ب ب ب


اعتراضات شبانه مردم تهران توام با نفرت از جنایتهایی که صورت گرفته است
بنابه گزارشات رسیده از نواحی و مناطق مختلف تهران همانند شبها و هفته های گذشته بر نقاط مختلف قرار گرفتند و با ندای الله اکبر و شعار مرگ بر دیکتاتور خواستار بر چیده شدن دیکتاتوری ولی فقیه در ایران شدند.
مردم تهران بصورت خانوادگی بر بام منازل ،کوچه ها و خیابانهای فرعی حاضر شدند و شعار رسای مرگ بر دیکتاتور را سر دادند و با بانگ الله اکبر از خداوند یاری می جستند که مرگ دیکتاتوری ولایت فقیه را فرا رساند. دیکتاتوری ولی فقیه که حکم قتل و تجاوز و شکنجه را بعنوان وظیفه به سرکوبگران خود توصیه می کند و اسیران بی دفاع را در معرض دستورات درنده خوی خود قرار می دهد. مردم با شنیدن دنائت و رذالت با اسیران بی دفاع در زندانهای ولی فقیه به خشم آمده اند. و امشب در بعضی مناطق بصورت گسترده حتی آنهائی که تا قبل از این با همسایگان خود از سر دادن شعارها مخالفت می کردند خود به سر دادن بانگ الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور پرداختند.
مردم اکثر مناطق بر پشت بامهای خود حاضر بودند که از جملۀ آنها ؛ جنت آباد ، صادقيه ،ونك ،آزادي ،تهران پارس ،توحيد ، ستارخان ،تجريش ،سيد خندان ،مطهري ،تخت طاووس ،مير داماد ،جمهوري ، قيطريه ،شمس آباد که از ساعت 22:00 اغاز و تا ساعت 22:30 ادامه یافت
شدت اعتراضات در تجريش ،توحيد ،صادقيه بيشتر از ديگر مناطق تهران ب
نیروهای سرکوبگر ولی فقیه که مورد نفرت مردم هستند سرخورده و مایوس در بعضی از مناطق بصورت گله ای پرسه می زنند .
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
19 مرداد 1388 برابر با 10 اگوست 2009

نامه سرگشاده کاوه مظفری به رئیس قوه قضائیه

تغییر برای برابری: بیش از یک ماه از بازداشت کاوه مظفری از کنشگران کمپین یک میلیون امضاء که در 18 تیر دستگیر شد،‌ می گذرد. علی رغم تاکید رئیس قوه قضائیه به رسیدگی به وضعیت بازداشت شدگان اخیر، همچنان وضعیت پرونده کاوه و بسیاری از بازداشت شدگان مشخص نیست. با وجود آنکه به همین منظور وی در نامه ای سرگشاده به رئیس قوه قضائیه، ضمن اشاره به موارد نقض حقوق شهروندی و مغایر با قانون در طول مدت بازداشت، خواهان رسیدگی به وضعیت پرونده خود شده است. متن نامه در زیر آمده است:

جناب آقای هاشمی شاهرودی، ‌ریاست محترم قوه قضائیه

با سلام و احترام

اینجانب کاوه مظفری از جمله آن شهروندانی هستم که در تاریخ 18 تیرماه 1388 توسط ماموران امنیتی دستگیر شده و هم اکنون در زندان اوین بازداشت هستم. بعد از گذشت حدود یک ماه که از صدور قرار بازداشت موقت اینجانب توسط آقای حیدری فرد، دادیار شعبه یکم امنیت دادسرای انقلاب اسلامی تهران می گذرد، هنوز علت دستگیری به من اعلام نشده و متن کپی شده تفهیم اتهام اینجانب نیز حاوی دلایل مشخصی نبوده است. به عبارت دیگر، طی این مدت هیچ گاه مصادیق اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" با ادعای مواردی هم چون "برهم زدن نظم عمومی" یا حتا "تخریب اموال عمومی" که به طور یکسان برای همه بازداشت شدگان آن روز کپی شده بود،‌ به اینجانب اعلام نگردید.

در مراحل بازجویی نیز که با چشم بند انجام گرفت،‌نه تنها اشاره ای به این مصادیق اتهامی نشد، بلکه سوالات بازجو به موضوعاتی خارج از تفهیم اتهام از جمله مسائل خصوصی و عقیدتی اختصاص داشت. اگر چه تبلیغ می شود که در بازداشتگاه اوین خبری از ضرب و شتم و خشونت فیزیکی نبوده است، ‌اما مسلما مواردی که متضمن خشونت روانی و فشار روحی بر متهم است از مصادیق مشخص نقض حقوق شهروندی است.

جناب آقای هاشمی شاهرودی،

در حال حاضر که یک ماه از بازداشت موقت اینجانب می گذرد، با وجود پایان یافتن مراحل بازجویی و تحقیق، و با توجه به دستور جنابعالی مبنی بر رسیدگی به وضعیت بازداشت شدگان اعتراضات اخیر و هم چنین وعده دادستان کل کشور درباره تعیین تکلیف تا نیمه شعبان، هم چنان در وضعیت بلاتکلیف به سر می برم و متاسفانه گویا شعبه امنیت دادسرای انقلاب نیز در این وضعیت بلاتکلیف سهیم است و رویه نامتعارفی برای مدیریت بحران بازداشتی های اخیر ندارد.

جناب آقای هاشمی شاهرودی،

با وجود آنکه در این مدت مسئولان قضایی، امنیتی،‌ و انتظامی نتوانستند در مواجهه با مسائل پیش آمده سیاستی متعارف، منصفانه، ‌و بی طرفانه را اجرا کنند. اما امیدوارم که در واپسین روزهای تصدی جنابعالی بر مصدر ریاست قوه قضاییه بتوانید با اتخاذ تدابیر لازم جهت مدیریت بحران های قضایی موجود، ‌اصل حقوق شهروندی را که یکی از مبانی شعار "توسعه قضایی" دوران شما بود،‌ رعایت کنید.

بدین منظور، خواهان رسیدگی عادلانه و تخفیف قرار بازداشت موقت خود همانند بسیاری از شهروندانی هستم که در بحران بلاتکلیفی دادسرای انقلاب تهران گرفتار آمده اند.

کاوه مظفری، زندان اوین، 19 مرداد 1388

احضار گسترده دانشجویان دانشگاه همدان و علم و صنعت؛ صدور بیش از 20 ترم حکم تعلیق


در پی موج گسترده احضارهای دانشجویان به کمیته انضباطی در دانشگاه های مختلف سراسر کشور، طی هفته گذشته تعداد کثیری از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت و دانشگاه بوعلی سینا همدان نیز احضار شدند.


به گزارش خبرنامه امیرکبیر حمیدرضا صحرایی و سجاد حسینی فخر، از فعالین دانشجویی دانشگاه علم و صنعت چند روز پیش احضاریه های خود را دریافت کرده اند و اخبار دیگری نیز مبنی بر احضار چند تن دیگر از دانشجویان این دانشگاه وجود دارد. هم چنین بنا بر اظهارات دانشجویان در صدور این احضاریه ها موارد تخلف متعددی صورت می گیرد، مانند اینکه بر خلاف رویه های گذشته این کمیته احضاریه ها موضوع "حضور جهت پاسخگویی به پاره ای مسائل" را ذکر نموده است در حالی که تفهیم اتهام صورت نمی گیرد.


به نظر می رسد علت احضارهای گسترده دانشجویان دانشگاه علم و صنعت، فعالیت های و اقدامات آنان پیش و پس از انتخابات مانند اخراج عوامل صدا و سیما از دانشگاه و شدت گرفتن اعتراضات دانشجویان علم و صنعت پس از شهادت کیانوش آسا، دانشجوی کارشناسی ارشد این دانشگاه باشد.


علاوه بر این موارد، تجمع جمعی از دانشجویان در دفتر ریاست دانشگاه و اعتراض به عملکرد ضعیف وی در دی ماه گذشته، نیز باعث اعمال نظر شخص جبل عاملی، رئیس انتصابی دانشگاه برای احضار دانشجویان شده است.


گفتنی است در ترم تحصیلی گذشته حمیدرضا صحرایی مدیر مسئول نشریه هفته نامه ی توقیف شده ی پویش و سجاد حسینی فخر مدیر مسئول روزنامه خانه متروک به یک ترم محرومیت از تحصیل به صورت معلق محکوم شده بودند.


اما علاوه بر دانشگاه علم و صنعت، دانشجویان دانشگاه بوعلی همدان نیز با دریافت 21 ترم حکم تعلیق برای 11 دانشجو از این امواج مهرورزی بی نصیب نمانده اند.


به گزارش خبرنامه امیرکبیر، هفته گذشته، کمیته انضباطی این دانشگاه، در اقدامی بی سابقه، 11 دانشجوی این دانشگاه را در مجموع به 21 ترم تعلیق محکوم کرد. سیاوش حاتم، پوریا شریفیان، حجت بختیاری، رضا جعفریان، مهدی مسافر، علی رضایی، فرید زندی، کیانوش رضایی، مهدی حکیمی، مصطفی مهدی زاده هر یک با دو ترم تعلیق و وحید امیری با 1 ترم تعلیق، دانشجویان محکوم شده هستند.


اعتراضات گسترده دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان به کودتای 22 خرداد و اعلام نتایج غیرواقعی در انتخابات، علت اصلی چنین برخورد سرکوب آمیز با منتقدان در این دانشگاه ذکر شده است.


صدور این حکم ناعادلانه در حالی است که 5 نفر از این دانشجویان احضار شده، سیاوش حاتم، پوریا شریفیان، مهدی مسافر، حجت بختیاری، رضا جعفریان، در اعتراضات گسترده پس از انتخابات توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و پس از آزادی با قید وثیقه، با احکامی این چنین روبه رو شده اند.


گفتنی است محمد صیادی یکی از دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان نیز از 46 روز گذشته تاکنون در زندان الوند همدان در حال گذراندن حکم محکومیت خود می باشد.


احضارهای بی سابقه دانشجویان دانشگاه علم و صنعت و همدان در حالی است که طی نزدیک به 2 ماه پس از انتخابات، بیش از صد دانشجوی دانشگاه های سمنان، مشهد و تبریز، 12 دانشجوی دانشگاه صنعتی بابل، 6 دانشجوی دانشگاه آزاد شهر ری، و نیز دانشجویان دانشگاه تربیت معلم و پلی تکنیک تهران نیز به کمیته انضباطی دانشگاه ها احضار و بسیاری از آنان با احکام سنگین تعلیق از یک ترم تا سه ترم محکوم شدند.


برخوردهای سنگین کمیته انضباطی پس از انتخابات به دستور وزارت علوم و در راستای سیاست های سرکوب دانشجویان در حالی است که محمود احمدی نژاد، در دوران تبلیغات پیش از انتخابات وجود هر گونه دانشجوی ستاره دار و محروم از تحصیل را انکار می کرد.

واكنشی توهین آمیز و از سر استیصال به نامه كروبي


سحام نیوز: در این نامه که توهین آمیز بوده با تحلیل های واهی که نشان از شوکه شدن طیف جناح راست دارد از ناچاری و با دست پاچگی آسمان و زمین به هم بافته شده و به هر چیزی پرداخته شده به جز محتوای اصلی نامه. متن نامه واکنشی به نامه کروبی : 2 ماه از بزرگ رفراندومي كه 40 ميليون ايراني حماسه آفرين آن بودند، ميگذرد و جالب اينكه امروز شاهد اين هستيم كه افراد زيادي از اردوگاه جريان رفرميست كه جنابعالي بخشي از آن هستيد به تكاپو افتادهاند تا قدري آب رفته را به جوي بازگردانند، در حالي كه غافلند از اينكه مردم ايران به يمن شفافسازيهاي نظام مقدس جمهوري اسلامي ماهيت اصلي و چهره در نقاب كشيده دگرانديشان را شناختند و تكليف خود با مدعيان اصلاحات را براي هميشه مشخص كردند البته كه نظر ما بر اين است كه انتخاب ايشان(هاشمی) ميتواند نشان از تعريف يك بازي هماهنگ شده داشته باشد كه قرار است توپ اين ميدان تنها بين مهدي كروبي و اكبر هاشمي پاسكاري شود، تا بلكه مرهمي باشد براي التيام چهرههايي كه خود بر آن چنگ انداختيد. ديگر سخن در اين خصوص اينكه مگر آناني كه امروز در بازداشتگاه هستند، كساني نبودند كه با هدايت جريانات برون مرز و گروهكهاي تروريستي تعدادي از دوستان و هموطنان ما را كشتند و شهيد كردند؟ شما از اينان حمايت ميكنيد و نگران وضعيت اينان هستيد؟ در برخورد با برخي نماز اوليها در جمعه 26 تيرماه؛ اگر براي نماز آمده بودند چرا چوب و چماق داشتند؟ اگر ميخواستند نماز بخوانند چرا كفشهايشان را در نياوردند؟ با وضويشان كاري نداريم؛ اللهاعلم جناب شيخ مهدي كروبي چگونه بر اساس تعدادي شايعات كه ميگوييد به گوشتان رسيده به وضعيت بازداشتگاهها اعتراض ميكنيد و خود را براي بررسي اين وضعيت خيالي داوطلب ميكنيد